Logo

ورود | ثبت نام

شماره همراه خود را وارد کنید

98+
captcha

ورود به حساب

رمز عبور خود را وارد کنید

کد تایید پیامکی

کد ۵ رقمی ارسالی را وارد کنید

زمان باقی‌مانده: ثانیه

ایجاد حساب کاربری

اطلاعات حساب را تکمیل کنید

زمان باقی‌مانده: ثانیه

میراث ارزشمند شهرمان را با اندیشه نواورانه بازسازی می کنیم

جلوه‌های ماندگار

در حال بارگذاری...

...

زعفران تربت حیدریه
تصویر دشت‌های بنفش طلای سرخ
ابریشم تربت حیدریه
ریسندگی سنتی ابریشم در بایگ
رباط طبسی
مجموعه تاریخی و کاروانسرای رباط طبسی
نقشه تربت حیدریه
موقعیت ارتباطی و ژئوپلیتیک شهرستان

جدیدترین رویدادها

گردهمایی موسیقی ویژه بانوان
در حال فروش بلیت
سالن اندیشه 23 و 24 بهمن ماه

گردهمایی موسیقی ویژه بانوان

تالار اندیشه - تربت حیدریه

وضعیت رزرو غيرقابل خرید
کنسرت محسن یگانه
در حال فروش بلیت
سالن ابن سینا - دانشگاه علوم پزشکی ۱۸ و ۱۹ آبان

کنسرت محسن یگانه

سالن ابن سینا - دانشگاه علوم پزشکی

وضعیت رزرو غيرقابل خرید

نمایش آماری

آلبوم اقتصادی

مشاهده همه
فرصت‌های تایید شده و آماده بررسی

فرصت‌های سرمایه‌گذاری در قالب کارت‌های خلاصه و دسترسی سریع

در این بخش فرصت‌های سرمایه‌گذاری به‌صورت خلاصه و اسلایدی نمایش داده می‌شوند. برای مشاهده کامل همه موارد، از بخش مشاهده همه استفاده کنید.

نمایش اطلاعات مالی حساس محدود است

در حال حاضر فرصت سرمایه‌گذاری فعالی ثبت نشده است

پس از تایید ایده‌های سرمایه‌گذاری، این بخش به‌صورت خودکار به‌روزرسانی خواهد شد.

آخرین رویدادها و گزارش‌ها

خبرگزاری تربت

تازه‌ترین اخبار علمی، فرهنگی، اجتماعی و ورزشی را از نگاه تربت دنبال کنید.

CITY SERVICES

خدمات شهروندی

دسترسی سریع و یکپارچه به مراکز، خدمات و فرصت‌های شهرستان

مشاهده همه خدمات
ENDURING FACES

چهره‌های ماندگار تربت حیدریه

روایت زندگی و افتخارات شخصیت‌های تأثیرگذار شهر

مشاهده همه
اسفندیار جهانشیری چهره ماندگار
01
اسفندیار جهانشیری
 اسفندیار جهانشیریاستاد اسفندیار جهانشیری فرزند "حاج جان‌میرزا" از پیشگامان غزل نوکلاسیک تربت حیدریه و خالق شعرهای گویشی کم‌نظیر تربتی متخلص به "صفی" شاعر ایرانی زاده‌ی ۲۵ اسفند ماه ۱۳۲۳ خورشیدی در یکی از روستاهای تابعه‌ی زاوه به نام صفی‌آباد است."فانوس خیال" که اثر مشترک آقای اسفندیار جهانشیری و جناب آقای علی اکبر عباسی بود در ابتدای دهه‌ی هشتاد چاپ شد و نام ایشان را به عنوان شاعرانی پیشگام در شعر نوکلاسیک تربت حیدریه به ثبت رساند. مجموعه‌ی دیگر ایشان به نام "لحظه‌های بی‌برگشت" شامل اشعار نیمایی ایشان است که در کنار اشعار سپید علی امیری در همان سال ۱۳۸۳ منتشر شد.در سال ۱۳۴۲ موفق می‌شود در رشته‌ی علوم طبیعی دیپلم بگیرد. پس از اخذ دیپلم وارد دوره‌ی خدمت سربازی شده و به مدت دو سال دوره‌ی سپاه دانش را در یکی از روستاهای دور افتاده‌‌ی زنجان طی کرده و پس از آن به استخدام آموزش و پرورش در می‌آید. در سال ۱۳۴۷ در حالی که مشغول خدمت بود توانست در انستیتو تکنولوژی مشهد فوق دیپلم بگیرد و در ادامه حدود سال ۱۳۵۶ یا کمی قبل، پس از وقفه‌ای چند ساله وارد دانشگاه علم و صنعت شده و در رشته‌ی مهندسی برق ادامه تحصیل داد. این ادامه تحصیل مصادف می‌شود با سال‌های انقلاب و وی به مدت دو سال از تحصیل باز می‌ماند و نهایتا در حدود سال‌های ۶۱ - ۶۲ با مدرک کارشناسی برق از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. از آن تاریخ به بعد به عنوان مربی برق در هنرستان‌‌های فنی طالقانی و دکتر حسابی تربت حیدریه مشغول خدمت شده تا سال ۱۳۷۷ که بازنشسته شده‌اند. چند سال بعد از بازنشستگی به مشهد رفته و در ساکن این شهر شده و نیز عضو نظام مهندسی خراسان هستند و در نظام مهندسی مشهد مشغول به کار می‌باشند.اسفندیار جهانشیری در تعریف شعر می‌گوید: "تعریف شعر همیشه دستخوش تحولات بوده و هست، و تا کنون تعاریف زیادی از شعر شده است و این طور می‌شود نتیجه گرفت که همواره با توجه به تغییراتی که در ساحت شعر و سرایش و ملاک‌ها و معیارهای آن روی داده است تعرف شعر هم عوض شده است، پس شعر تابع تعریف نیست و در حقیقت این تعریف شعر است که تابع شعر به حساب می‌آید." 
مشاهده زندگی‌نامه
محمد حسین ساکت چهره ماندگار
02
محمد حسین ساکت
 محمدحسین ساکتمحمدحسين ساكت، نويسنده، مترجم و پژوهشگرى است كه در دو رشته حقوق (شاخه هاى مختلف آن) و اسلام شناسى (به ويژه تاريخ تعليم و تربيت و نهادهاى آموزشى مسلمانان) فعاليت هاى علمى چشمگيرى داشته و تاكنون بيش از ۱۸ جلد كتاب تأليف و ترجمه كرده و آن ها را به دست نشر سپرده است. بسيارى از كتاب ها و مقاله هاى او به عنوان منبع و مرجعى بى بديل در اختيار پژوهشگران و دانشجويان قرار گرفته است. شيوه نگارش ساكت در كتاب هاى حقوقى ايران، كه اغلب زبان پيچيده و پرطمطراقى دارند، بى نظير و مخصوص خود اوست. استفاده از معادل هاى زيباى فارسى، به كار بستن تعبيرهاى ساده و وارد كردن جريان هاى تازه  زبان امروز، نوشته هاى حقوقى او را از ديگران ممتاز ساخته است. دست كم دو تركيب تازه در نگاشته هاى حقوقى ساكت قابل توجه است يكى «دادكاوى» كه عنوان گفتارها و مقاله هاى حقوقى اوست و ديگر «حقوق شناسى» به جاى مقدمه علم حقوق، مبانى حقوق و ... گذشته از آن كه تركيب «بى بهرگى از سود» فارسى را براى نخستين بار به جاى «عدم النفع» عربى ساخته است و بسيارى واژگان فارسى ديگر را جايگزين واژگان عربى علم حقوق كرده است كه ذكر آن ها در اين نوشته نمى گنجد. «درباره فردوسى و شاهنامه»، «شعر فارسى و تمدن اسلامى در ايران»، «جايگاه هاى دانش در جهان اسلام» و «دادرسى در حقوق اسلامى؛ سرشت و سرگذشت نهاد دادرسى و سازمان هاى وابسته از آغاز تا سده سيزدهم هجرى» و «تاريخ آموزش در اسلام» عنوان هاى بخشى از آثار محمد حسين ساكت اعم از تأليف و ترجمه است. او درباره پيوند ميان ادبيات و حقوق در آثارش مى گويد:«من رشته دانشگاهى ام و حيطه شغلى ام حقوق است و در اين رشته تدريس كرده ام، اما دلبستگى ام بيشتر به ادبيات و تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامى است كه در اين رشته ها نيز هم تدريس كرده ام و هم تأليفاتى دارم. درواقع، اگر دل مرا به دو پاره تقسيم كنيد بخش بزرگترش وابسته به فرهنگ و تمدن اسلامى و ادبيات فارسى است. حقوق در جامعه ما تا حدودى مورد ظلم و بى مهرى قرار مى گيرد. اولاً در تمام حوزه هاى علوم انسانى در اين جشن نامه ها و ارج نامه ها يا بزرگداشت ها، بندرت به نام يك حقوقدان برمى خوريم، يعنى حقوقدانان و كسانى كه در زمينه حقوق صاحب تأليفاتى هستند، مورد غفلت قرار گرفته اند. البته سعى كرديم اين حوزه هم مورد توجه قرار بگيرد و از انجمن مفاخر فرهنگى درخواست كرديم در مراسم بزرگداشت خود از حقوقدانان برجسته كشور هم تقدير كند و آثارشان را مورد توجه قرار دهد.» از ميان كتاب هاى ساكت، كتاب«دادرسى در حقوق اسلامى» به خاطر ديدگاه ها و تحقيقات و پژوهش هاى خاصى كه دارد، بيشتر مورد توجه قرار گرفته و چند نقد هم در موردش نوشته شده است. كتاب «تاريخ آموزش در اسلام» نيز از جمله آثار مهم ساكت است، كتابى كه مربوط به آموزش و پرورش و در حقيقت يك كتاب درسى است:«من سعى دارم كار تكرارى نكنم. به دنبال تأليف يا ترجمه آثارى مى روم كه نيازش در جامعه احساس مى شود. تأليف كتاب هاى حقوق در اين سال ها خيلى زياد شده كه اين جاى بسى خوشبختى است.»«درباره شاهنامه و فردوسى» عنوان يكى ديگر از كتاب هاى محمد حسن ساكت است. او درباره اين كتاب مى گويد: «در قياس با ديگر كتاب هايم «درباره شاهنامه و فردوسى» را بيشتر مى پسندم. چون نگرش هاى خاصى درباره فردوسى داشتم يا مقالاتى كه راجع به ناصر خسرو نوشتم و آثارى كه در زمينه ادبيات تطبيقى نوشتم، مانند مقاله  اى كه لرد بايرون انگليسى را با ناصرخسرو و اقبال را با جان ميلتون مقايسه كردم كه جزو آثارى هستند كه بيشتر مورد توجه خودم قرار گرفته اند.»محمد حسين ساكت در ۱۳۲۶ در تربت حيدريه به دنيا آمد. پنج ساله بود كه پدرش را از دست داد و از آن پس در كنار مادر با شعر حافظ و مثنوى مولانا آشنا شد. دوره ابتدايى را در دبستان قطب ا تربت حيدريه و دوره دبيرستان را در دبيرستان اميركبير زادگاهش گذراند. در حالى كه شور شعر از وجودش زبانه مى كشيد، در مجامع فرهنگى خود به سخنرانى هاى سياسى و دينى مى پرداخت. او از ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۹ به تحصيل در دوره كارشناسى رشته حقوق دانشگاه تهران پرداخت و نزد استادان ارجمندى چون على پاشا صالح، كه بيشتر اديب بود تا حقوقدان و تأثير فراوانى بر او گذاشت، مرحوم مشكات، استاد محمود شهابى و دكتر على اكبر شهابى و... دانش اندوزى كرد. ضمن اين كه همچنان به فعاليت هاى دينى و سياسى خود ادامه مى داد. دوره كارشناسى ارشد خود را هم در رشته هاى اسلام شناسى و حقوق تجارت بين الملل در دانشگاه مك گيل كانادا ميان سال هاى ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۸ به انجام رسانيد. محمدحسين ساكت در طول سال هاى تحصيل و پژوهش خود ۲۰ عنوان كتاب علمى و مقاله هاى متعدد پژوهشى نگاشته و در زمينه هاى مختلف رشته هاى حقوق و اسلام شناسى پيشرو و تأثيرگذار بوده است.يكى از مهم ترين كتاب هاى محمدحسين ساكت «نگرش تاريخى به فلسفه حقوق» نام دارد كه در آن براى نخستين بار در زبان فارسى، از مكتب هاى حقوقى براى بيان تحول و تطور تاريخى از پيش از فيلسوفان يونان تا امروز گفت وگو شده است. همچنين براى نخستين بار درباره فلسفه حقوق اسلام با نشر متن و ترجمه رساله چاپ نشده اى از مسكويه درباره عدالت، جايگاه فلسفه حقوق اسلام، مطرح مى شود و نشان مى دهد كه اسلام براى محققان فلسفه حقوق گفتنى هاى فراوان و متنوع و عميقى دارد. استادان و دانشمندان برجسته ايرانى و غيرايرانى هم كه در فلسفه حقوق قلم زده اند، هيچ گونه تحقيق و بررسى درباره اين موضوع به طورى كه استاد ساكت در كتاب نه چندان حجيم خود انجام داده، به انجام نرسانده اند. گشايش اين دريچه تابناك مى تواند به محققان و نويسندگان علاقه مند به اين رشته كمك شايان توجهى بكند.«دادرسى در حقوق اسلام» ديگر كتاب پرارزش وى در بيان سرشت و سرگذشت نهاد دادرسى و سازمان هاى وابسته از آغاز تا سده سيزدهم هجرى است كه به گفته يكى از ناقدانش، اثرى مهم در زمينه تاريخ پيدايش نهادهاى دادرسى در اسلام و روش كار و دگرگونى آنهاست: «نويسنده اين كتاب از دانش آموختگان كاركشته در تاريخ و فرهنگ اسلام است كه مدت ها تجربه كار قضايى و تأليف و ترجمه كتاب هاى تحقيقى و آموزشى را داشته است. درباره چگونگى دادرسى و به طور كلى نظام قضا در اسلام كتاب هاى بسيارى به زبان فارسى و عربى نوشته اند، اما مشكل بتوان اثرى به سودمندى و جامعه كار ساكت در اين دو زبان يافت.» (سيرى در تطور نهاد دادرسى در اسلام، مقاله اى از احمد كاظمى موسوى) در «پيش خوانى» اين كتاب مى خوانيم: «دادگسترى در جهان بزرگ ترين حماسه هاست و نگارش درباره آن با شكوه ترين هنرهاست.محمدحسين ساكت نخستين كسى است كه درباره ابن نديم، كتاب مستقلى نوشته است. كتاب «پايگاه محمدالنديم در كتاب شناسى او» كه در ۱۳۶۸ منتشر شد، نخستين تحقيق درباره روش ابن نديم در كتاب شناسى و زندگى او به فارسى است. محمد حسين ساكت درباره نهادهاى آموزشى مسلمانان دو كتاب تحقيقى از زبان انگليسى، به فارسى ترجمه كرده است كه مرجع مهمى براى دانشجويان و پژوهشگران در رشته هاى علوم تربيتى و فرهنگ و تمدن اسلامى بوده است. يكى از آن دو كتاب «تاريخ آموزش در اسلام» است كه دكتر احمد چلبى ، استاد تاريخ و تمدن اسلامى در دانشگاه قاهره، به عنوان رساله دكترايش در كمبريج زير نظر پروفسور آربرى نوشته و از سال ۶۱ تاكنون ۴ بار تجديدچاپ شده است. در چاپ چهارم آن (سال ۱۳۸۱) پيوست هاى تازه اى از سوى مترجم به آن افزوده شده است.ساكت كتاب «تاريخ آموزش در اسلام» را زمانى كه دانشجوى حقوق بوده، ترجمه كرده است و در اين باره مى گويد: «كتاب تاريخ آموزش در اسلام پايان نامه دكترى دكتر احمد چلبى در كمبريج است. با ترجمه اين كتاب دريافتم كه در فضاى مكتوب ما كتاب هايى درباره آموزش به صورت جدى ترجمه نشده است. تا قبل از آن ما اصلاً چيزى نداشتيم. كتاب تاريخ آموزش در اسلام را زمانى كه دانشجوى حقوق بودم و دلم در هواى كارهاى دگر بود، در كتابخانه دانشكده حقوق يافتم. در مقدمه كتاب نوشتم كه اى كاش چنين كارهايى در ايران صورت مى گرفت ما در دانشگاه ها بسيار تنگدست و تهيدستيم. خاطرات پيشينيان ما از شيوه هاى آموزشى مى تواند جالب و آموزنده باشد. چنين كارى هنوز صورت نگرفته است. ما درباره تاريخ آموزش و پرورش ايران با همه غنايى كه اين سرزمين داشته است، چيزى نداريم؛ يعنى حتى مقاله اى هم نداريم و اين جاى تأسف است. در حالى كه اعراب به واسطه دانش افزايى اسلام از اين متون برخوردارند و جالب اين است كه برخى از متون اوليه نهاد آموزش و شيوه آموزش را ايرانى ها نوشتند.»كتاب دوم «نهاد آموزش اسلامى» نام دارد كه رساله دكتراى دكتر منيرالدين پاكستانى در دانشگاه هامبورگ آلمان زير نظر خاورشناس و ايران شناس برجسته آلمانى اشپولز بوده است. به اين كتاب، از سوى مترجم ۳ پيوست افزوده شده كه يكى ترجمه ۵ نقد و بررسى كتاب توسط منتقدان در مجله هاى معتبر اروپايى و آسيايى است. اين ابتكار جديد مترجم كه به خواننده امكان مى دهد از نظرهاى منتقدان درباره كتاب آگاهى يابد، ستودنى است. به علاوه، «رهيافتى به انديشه هاى آموزشى خطيب بغدادى» مقدمه سودمند و تحقيقى ساكت است كه بر كتاب «نهاد آموزش اسلامى» كه منيرالدين پاكستانى آن را براساس تاريخ بغداد «خطيب بغدادى» نوشته : «پژوهش و بررسى درباره نهاد آموزش اسلامى و تاريخ آن بيش از هر زمينه ديگرى دلنشين و فريباست و هر چه هست برگ هاى زرين و دستاوردهاى شيرين دلپسندى است كه خواننده با خواندن و بررسى آن ها احساس سرزندگى و شادابى و شگفتى مى كند. با اين همه، تنها يك بار به فصل برگ ريز غم انگيز اين آب و هوا مى رسد و آن هم هنگامى كه به چشم و هم چشمى ها و رشك و تنگ بينى دانشمندان و دانشيانى برمى خورد و تنها در گذر از اين تنگناى تاريك و تنش زا است كه با دريغ و درد، درنگى اندوه گنانه مى كنيم و سوگمندانه فراموشى پاره اى از ارزش هاى والاى انسانى را به تماشا مى نشينيم.»كتاب ديگرى كه بهار سال ۱۳۸۶ از اين استاد ارجمند نشر خواهد يافت «آموزش نامه؛ فرهنگ فرادهى و فراگيرى در اسلام» است كه ترجمه تذكره السامع و المتكلم فى ادب العالم و المتعلم بن جماعه حموى است كه در نوع خود يك شاهكار به شمار مى آيد. مقدمه ۱۰۰ صفحه اى مترجم درباره وضع آموزشى زمان نويسنده و روش خاص تعليم و تربيت مملوكان عصر، براى نخستين بار خواننده فارسى زبان را با نهادهاى آموزشى مخصوص آن عصر، قرن هشتم هجرى آشنا مى سازد. ترجمه مهم ديگر محمد حسين ساكت «شايست و ناشايست در انديشه اسلامى» نام دارد كه مايكل كوك استاد دانشگاه پرينستون آمريكا آن را نوشته است. ترجمه اين كتاب و نهاد آموزش اسلامى برنده جايزه سازمان فرهنگى و هنرى شهردارى تهران در سال ۱۳۸۴ شده است. «كتاب شايست و ناشايست در انديشه اسلامى» ۴ پيوست مهم و خواندنى دارد كه يكى از آن ها ترجمه نقدها و بررسى هاى چاپ شده اين كتاب در مجله هاى معتبر اروپايى است.اما تازه ترين كتابى كه از استاد ساكت منتشر شده، «ماهتاب شام شرق» گزاره و گزينه انديشه شناسى اقبال نام دارد كه از سوى مركز پژوهش ميراث مكتوب با همكارى فرهنگستان زبان و اقبال آكادمى پاكستان و مؤسسه فرهنگى اكو (تهران) و مركز تحقيقات فارسى ايران وپاكستان (اسلام آباد، درسال ۱۳۸۵ با مقدمه اى به فارسى ‎/ انگليسى ‎/ اردو) انتشار يافت. اين كتاب كه گزارشى از همايش هاى بزرگداشت اقبال را از ۱۳۴۸ تاكنون در بردارد، گزيده اى از مقاله هاى مهم آن  ها را منعكس ساخته است. دفتر دوم كتاب عمدتاً شامل پژوهش ها و ترجمه هاى خود مؤلف است كه تاكنون زمينه اقبال شناسى به فارسى اين سبك و سياق سابقه نداشته است.محمدحسين ساكت بيش از ۲۰ سال است كه به تدريس در رشته هاى گوناگون حقوق، تاريخ و فرهنگ و تمدن اسلامى و نهادهاى آموزشى مسلمانان، اسلام شناسى غرب، آيين نگارش حقوقى، فلسفه حقوق و ... در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالى و دوره هاى كارآموزى فضايى در كاشان، مشهد و تهران پرداخته است. وى انجمن مفاخر و آثار فرهنگى را واداشت تا براى نخستين بار از يك حقوقدان برجسته، استاد دكتر كاتوزيان، تجليل و كتاب او را در سال ۱۳۸۳ منتشر كند.به عنوان يك قاضى دادگسترى همواره دغدغه  دادگرى و احقاق حق دردل استاد ساكت وجود داشته است. كسانى كه او را از نزديك مى شناسند، متفق القول اند كه براى رسيدگى عادلانه و حل مشكلات مردم و بررسى پرونده ها تا چه اندازه دقيق و حساس بوده و حتى خطرات سهمگينى را تحمل كرده است. او از بن جان به عدالت و عدالت پرورى و مبارزه با بيداد و ستمگرى نه فقط در گفتن و نوشتن و انديشه كه در رفتار و كردار عقيده دارد. وى كه هم اكنون در آستانه ۶۰ سالگى قرار دارد، همچنان با شور و شوق وصف ناپذيرى مى خواند، مى نويسد و ترجمه مى كند. ساكت علاوه بر كارهاى پژوهشى، شعر هم مى سرايد و از شعرهايش نيرو مى گيرد
مشاهده زندگی‌نامه
مهدی مروج تربتی چهره ماندگار
03
مهدی مروج تربتی
 مهدی مروج تربتیمهندس مهدی مروج تربتی،  دارنده مدرک فوق لیسانس مکانیک از کشور آمریکا، یکی از برجسته‌ترین نیکوکاران خراسان رضوی و از پیشکسوتان صنعت بسته‌بندی کشور است. ایشان بنیان‌گذار و رئیس هیئت‌مدیره شرکت صنایع بسته‌بندی ارمغان گلبهار (Armaghan Can) بوده و سال‌ها در حوزه آموزش، اجتماعی، ورزشی و درمانی فعالیت‌های خیریه ارزشمندی انجام داده‌اند. 
مشاهده زندگی‌نامه
عشرت قهرمان چهره ماندگار
04
عشرت قهرمان
 عشرت قهرمانتبار عشرت قهرمانعشرت قهرمان در سال ۱۳۰۵ در روستای «امیرآباد» شهرستان تربت حیدریه دیده به جهان گشود. پدرش محمدصادق و پدربزرگش محمدمیرزا نام داشت. محمدمیرزا فرزند قهرمان میرزا بود که خود پسر حسنعلی میرزای شجاع‌السلطنه و او هم فرزند فتحعلی شاه قاجار بود. وی از سوی مادر نیز نوه محسن میرزای ظلی است که شعر می‌سروده و همچنین دیلماج زبان فرانسه بوده است. نسب او نیز به ظل‌السلطان یکی از پسران فتحعلی شاه می‌رسد که پس از درگذشت پدر چند روزی با لقب «علیشاه» سلطنت کرد.ذوق شعر و شاعری در تبار عشرت قهرمان موروثی است. فتحعلی شاه «خاقان» تخلص می‌کرد و شجاع‌السلطنه که صاحب دیوان است متخلص به «شکسته» بود و پسر او قهرمان میرزا تخلص «عشق» را برگزیده بود. از پدربزرگ محمد میرزا شعری روایت نشده، ولی چند تن از فرزندان او شعر می‌سرودند. معروف‌ترین آنان مرتضی میرزای قهرمان بود که مانند جدّ اعلای خود «شکسته» تخلص می‌کرد و روزنامه‌ای به نام «خورشید» را در مشهد منتشر می‌کرد.وفات پدر و مادر در کودکیپس از آنکه شناسنامه معمول شد، پدرش شهرت قهرمان را برای خانواده برگزید. بیشتر خویشان او نیز چنین کردند، اما بعضی خویشان او نام خانوادگی «قهرمانی» یا «شجاع‌نیا» را برگزیدند. پدر عشرت قهرمان شعر نمی‌سرود، ولی به مطالعه شعر بسیار راغب بود، وی مثنوی را با آوازی دل‌نشین می‌خواند و خط را بسیار زیبا می‌نوشت. کتابخانه پدر آن‌چنان پر و پیمان نبود، کتاب‌هایی که داشت، شاهنامه بود و خمسه نظامی، مثنوی مولوی، سعدی، حافظ، قاآنی و شاید یکی دو کتاب دیگر که پدر به آن‌ها علاقه داشت. عشرت سه برادر و یک خواهر داشت. هشت ساله بود که مادرش در سن سی‌وپنج یا سی‌وشش سالگی در تهران درگذشت. چند ماه بعد پدرش دوباره ازدواج کرد و از این همسر نیز صاحب دو دختر و یک پسر شد. البته عمر پدرش نیز خیلی به دنیا نبود، اوایل خردادماه سال ۱۳۲۱ وقتی برای درمان بیماری به تهران رفته بود در چهل‌وپنج‌سالگی، دارفانی را وداع گفته و در جوار مادرش در امامزاده عبدا... به خاک سپرده شد.بانوی موسیقی و شعرعشرت قهرمان، خواهر بزرگ محمد قهرمان شاعر شهیر خراسانی، است. وی در باره سرگذشت خودش در یادداشتی نوشته است: «من عشرت قهرمان متخلص به نکیسا در سال ۱۳۰۵ش در روستای امیرآباد از توابع شهرستان تربت حیدریه پا به عرصه وجود نهادم. پدر و مادرم هر دو اهل علم و معرفت بودند و دوره کودکی من غالبا با شنیدن اشعار خوش حافظ، سعدی، فردوسی، خیام و نظامی گذشت. در هشت سالگی مادر جوانم و در سیزده سالگی پدر جوانم را از دست دادم و از کودکی به دامان بی‌رحم زندگی افتادم. تحصیلاتم به همان سیکل اول متوسطه متوقف ماند و به سوی ازدواجی بدفرجام سوق داده شدم، اما همیشه مطالعه کردم. در جوانی داستان‌های کوتاه و قطعات ادبی می‌نوشتم و از میانه‌سالی، یعنی پنجاه‌وسه‌سالگی یک‌باره و یک‌شبه شاعر شدم. در این مدت کوتاه یعنی از ۲۹ بهمن ۱۳۵۷ تاکنون ۱۶ کتاب چاپ کرده‌ام و هفدهمین اثرم منتظر تأیید و مُهر از تهران است. قبل از شاعری هنر‌های دیگر را هم دنبال می‌کردم و هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که روزی شاعر شوم. در خانه ما همه آلات موسیقی بود و مادرم تار را به‌خوبی می‌نواخت و پدرم نیز صدای خوبی داشت.»عشرت بانو، خیاطی هنرمندعشرت قهرمان تا کلاس هشتم در تربت حیدریه سکونت داشت. وی در سال‌۱۳۲۲ و در هفده‌سالگی با پسرعمویش فتح‌ا... قهرمانی ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند به نام‌های سعید و ناهید قهرمانی بود. در حال حاضر ناهید قهرمانی در مشهد و سعید قهرمانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند. او بعد‌ها پس از جدایی از همسر اولش با پسرعموی دیگرش به نام قهرمان قهرمان ازدواج کرد که حاصل ازدواج دوم دو فرزند به نام‌های لاله و علی قهرمان است که هر دو در خارج از کشور روزگار می‌گذرانند. نکته جالب توجه اینجاست که عشرت قهرمان در پنجاه‌سالگی شروع به شعر گفتن کرد و از ابتدا کارش را با شعر نو شروع کرد و بعد‌ها به صورت غزل و رباعی و قالب‌های دیگر شعر ادامه داد. وی از همان سالِ اول روی آوردن به شاعری هرچه سرود و نوشت پی در پی با هزینه شخصی خود به چاپ رساند. عشرت بانو، خیّاطی هنرمند و زنانه‌دوزی ماهر بود. وی در یک طبقه از ساختمان منزل شخصی خود زندگی و گاهی نیز کار می‌کرد. عشرت قهرمان بیشتر به مطالعه کتاب‌های ادبی و دیوان‌های شاعران و ساختن شعر مشغول بود. وی که از غزلیات شاعران معاصر استقبال می‌کرد، هر از چند گاهی یک‌بار شعرای مشهد را برای شعرخوانی و شنیدن موسیقی به خانه خود دعوت می‌کرد.آثار به جامانده از نکیساتخلص خانم عشرت قهرمان «نکیسا» است و اولین کتابش که شعر نو است به نام «شهر یادها» منتشر شد. «کیمیا»، «اقیانوس»، «دیدار»، «سکوت»، «سروش»، «موج»، «تندر»، «نور»، «پرواز»، «کهکشان»، «نور و سروش»، «گلبانگ یاس»، «یادگار جاودانه»، «جذبه»، «سپهر»، «جلوه»، «کمند»، «پرنیان»، «گلبرگ»، «گلزار رباعی»، «گلشن رباعی»، «نسیم»، «منادی»، «اکسیر»، «نوای نی»، «آلاچیق»، «ققنوس»، «آتشکده»، «یک شب بارانی»، «میراث عشق»، «لاله‌زار»، «لعل»، «الهه غزل» و «یاقوت اشک» دیگر کتاب‌های وی است که آخری پس از فوتش منتشر شد. لازم به یادآوری است بیشتر کتاب‌های این شاعر در سال‌های ۱۳۵۸تا ۱۳۷۱ خورشیدی منتشر شده است.عشرت قهرمان و کتاب یادگار جاودانهبانو عشرت قهرمان از جمله شاعر‌هایی بود که اشعار او مورد توجه بسیاری از هنرمندان، موسیقی‌دانان و شاعران قرار گرفت. بدین سبب چهره‌های هنری نام‌آشنایی همچون «مرحوم استاد تجویدی» و هچنین «معینی کرمانشاهی» و «مهندس همایون خرم» و «استاد محمدرضا شجریان» درباره اشعار نام‌برده مطالب جالبی نوشته‌اند و ایشان هم با شعر پاسخ داده‌اند که در کتاب «یادگار جاودانه» مرحوم عشرت قهرمان درج شده است.عشرت قهرمان و سرودن رباعیتاریخ رباعی فارسی تاریخ مردانه‌ای است؛ هم به لحاظ نسبت جمعیتی زنان و مردان رباعی‌سرای و هم به دلیل حس، فضا و زبان و موضوع رباعیات. شاید بتوان یکی از علل اندک‌بودن تعداد رباعی‌سرایان زن را آن دانست که روح مردسالارانه حاکم بر ادبیات قدیم ما، در ثبت و ضبط اشعار این گروه از شاعران تعلل و کوتاهی کرده و بسیاری از نام‌ها را نادیده گرفته است. اما شواهدی که از رباعیات زنان شاعر در متونی مثل نزهه‌المجالس باقی مانده، تا حدودی ما را در درستی این فرضیه به تردید می‌افکند. عشرت قهرمان متخلص به نکیسا از اولین زنانی بود که در اواخر دهه ۶۰ به رباعی‌سرایی روی آورد و تا اوایل دهه ۷۰، چندین مجموعه رباعی از او به چاپ رسید. وی با اینکه خواهر محمد قهرمان، شاعر و ادیب پرآوازه خراسانی بود، اما به دلیل اینکه همه کتاب‌های او در مشهد و با هزینه شخصی خود منتشر شده است، نتوانست تأثیر مهمی بر زنان رباعی‌سرای ایران بر جای بگذارد.وفات عشرت قهرمانعشرت قهرمان ۸ سال زودتر از برادر کوچک‌ترش مهمان مقبره‌الشعرا شد. وی در تاریخ ۱۳اردیبهشت۱۳۸۴، درحالی که ۷۹ سال از عمر خویش را سپری کرده بود و به‌تازگی از مسافرت فرنگ و دیدن فرزندان خویش بازگشته بود، در مشهد جان به جان آفرین تسلیم کرد و در مقبره‌الشعرای توس به خاک سپرده شد.هوا هوای عزیز بیا بیا امشب/ به انتظار مرا کم گذار فصل بهارهوا هوای نفس‌ها و گرمی آغوش/ کنار دلبر طناز و میر اهل شکارهوا هوای غریبی که دل به رقص آید / ز رقص نرگس و سنبل کنار هر جوبارهوا هوای غریبی‌ست زود ز جا بر خیز / بیا بیار نکیسا سرود و باده و تار
مشاهده زندگی‌نامه
حجت الاسلام والمسلمین حسینعلی راشد تربتی چهره ماندگار
05
حجت الاسلام والمسلمین حسینعلی راشد تربتی
حجت الاسلام والمسلمین حسینعلی راشد تربتیروحانی، نویسنده، مبلغ مذهبی، زندانی سیاسی و نماینده تهران در مجلس شورای ملی(زاده 1284شمسی تربت حیدریه –درگذشته 1359شمسی )آثار فاخر وی همچون دو فیلسوف شرق و غرب ، فضیلت های فراموش شده  و فلسفه عزاداری شیعه و تشیعمحل دفن :بهشت زهرا (س) تهرانشرحی از زندگی و آثار حسینعلی راشـد تربتی     حسینعلی راشد فرزند عالم بزرگ حاج آخوند ملاعباس تربتی در سال 1284 خورشیدی در قریه کاریزک ناگهانی از توابع تربت حیدریه به دنیا آمد پدر وی، حاج آخوند ملاعباس تربتی بودند که از علما و عرفای بزرگ خراسان تربت حیدریه به شمار می رفت. اقدامات عام المنفعه ملاعباس آنقدر زیاد بود که در سطح کلان سیاسی مورد توجه قرار گرفت. برای نمونه در جریان زلزله ، وی با بسیج مردم و بدون استفاده از کمک های مردمی ، به کمک زلزله زدگان شتافت که تحسین نخست وزیر وقت و مجلس را برانگیخت. اقدامات ملاعباس در این زلزله بعدها منجر به تاسیس سازمان شیر و خورشید سرخ گردید. مرحوم حسینعلی راشد فرزند چنین شخصیتی بود. وی تحصیلات مقدماتی را در تربت حیدریه و مشهد گذراند و برای ادامه فراگیری علوم حوزوی به نجف اشرف رفت و در آنجا مشغول تحصیل شد. اما به دلیل ناسازگاری با هوای آنجا اجبارا به ایران بازگشت و مدتی در شیراز زندگی کرد . در آنجا بود که استعداد وی برای خطابه و وعظ دینی نمودار شد. هنگام واقعه کشف حجاب رضاخانی ، چند سخنرانی در اصفهان انجام داد که منجر به دستگیری وی و خلع لباس و نهایتا اشتغال اجباری وی در اداره معارف شد. پس از شهریور 1348 و خلع سلطنت از رضاشاه، وی دوباره سخنرانی های خود را در تهران از سر گرفت. این سخنرانی ها باعث شهرت وی شد و در نهایت به رادیو دعوت شد و به ایراد سخنرانی های مذهبی پرداخت. جذبه سخنرانی های وی تا کشورهای اطراف ایران رسید و مخاطبین بسیاری را به پای مباحث دینی کشاند. سخنرانی های او در رادیو ایران بیش از سی سال همچنان ادامه یافت و تبدیل به یکی از منابع شناخت مردم از اسالم و مذهب تشیع گردید. وی همزمان به عنوان استاد ارشد به دانشکده معقول و منقول ) الهیات( دانشگاه تهران دعوت شود و در دوران خویش افراد بسیاری را تربیت کرد که یکی از آنان شهید مطهری و بهشتی بودند. طبق اسناد موجود ، مرحوم راشد توصیه کرد که شهید مطهری به استادی دانشکده معقول و منقول ) الهیات( منصوب گردند. شهرت وی باعث شد که مردم تهران در انتخابات هفدهمین دوره مجلس شورای ملی از وی به عنوان مردم تهران دعوت کنند و وی پس از شرکت در انتخابات، با باالترین رای مردم تهران به مجلس راه یافت. این دوره از مجلس به ریاست آیت اهلل کاشانی برگزار شد. پس از کودتای 82 مرداد ، وی به سخنرانی دررادیو و تدریس در دانشگاه تهران بازگشت. وی در دوران زندگانی خود آثار فاخری همچون دو فیلسوف شرق و غرب، فضیلت های فراموش شدهفلسفه عزاداری شیعه و تشیع  و.... نوشت. ایشان پس از عمری تدریس و خطابه و تربیت شاگردان در سال 1359 درگذشت و در بهشت زهرا(س)تهران مدفون گردید.
مشاهده زندگی‌نامه
ابوسعید ابوالخیر چهره ماندگار
06
ابوسعید ابوالخیر
عارف وشاعر نامدار ایرانی سده چهارم و پنجم بود.(زاده ۳۴۶ هجری شمسی در مهنه-درگذشته 427 هجری شمسی مهنه)محل دفن زادگاهش روستای مهنه از توابع تربت حیدریهبرخی از آثار وی:* اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابی سعیدتألیف محمدبن منور بن ابی سعد بن ابی ظاهر بن ابی سعید از نوادگان وی* رساله حالات و سخنان شیخ ابوسعید گردآورنده: ابوروح لطف‌الله نوه ابوسعید*سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیرمختصری از شرح زندگی ابوسعید ابوالخیر.ابوسعید فضل‌الله بن ابوالخیر احمد مشهور به شیخ ابوسعید ابوالخیر عارف و شاعر نامدار ایرانی در میان عارفان مقامی بسیار برجسته و ویژه‌ای دارد و نام او با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی یافته‌ است. چندان که در بخش مهمی از شعر پارسی چهره او در کنار مولوی و عطار قرار می‌گیرد، بی‌ آنکه خود شعر چندانی سروده باشد. در تاریخ اندیشه‌های عرفانی‌اش در بالاترین سطح اندیشمندان این گُستره پهناور در کنار حلاج، بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی بشمار می‌رود. همان کسانی که سهروردی آن‌ها را ادامه دهندگان فلسفه باستان و ادامه حکمت خسروانی می‌خواند. از دوران کودکی نبوغ و استعداد او بر افراد آگاه پنهان نبوده‌ است شیخ سعید کاتب صفا از عارفان بزرگ و مشهور پایانیِ سده چهارم و اوایل سده پنجم هجری در روز شنبه ۲۱ آذر ۳۴۶ هجری شمسی در روستای مهنه تربت حیدریه بزرگ متولد گردید و در ۲۲ دی ۴۲۷ هجری شمسی در زادگاهش دیده از جهان فروبست. او سال‌ها فقه و حدیث آموخت تا در یک رویداد مهم در زندگی‌اش، درس را رها کرده و به گرد صوفیان پیوست و به وادی عرفان روی آورد. شیخ ابوسعید پس از دریافت طریقه تصوف در نزد شیخ ابوالفضل سرخسی و ابوالعباس قصاب آملی به دیار اصلی خود (میهنه)مهنه فعلی بازگشت و هفت سال به ریاضت پرداخت و در سن ۴۰ سالگی به نیشابور رفت.[در این سفرها بزرگان علمی و شرعی نیشابور با او به مخالفت برخاستند، اما چندی نگذشت که مخالفت‌ها به موافقت بدل شد و مخالفان وی تسلیم شدند. او تمام عمر خویش را در تربیت مریدانش سپری کرد. نوه شیخ ابوسعید ابوالخیر، محمد بن منور، در سال ۵۹۹ کتابی به نام اسرار التوحید درباره زندگی و احوالات شیخ نوشته‌ است. او در فروع، مذهب شافعی داشت، اما وقتی دید که صوفیان خانقاه و از صلوات گفتن بر آل رسول (صلی الله علیه و اله و سلم) در تشهد اول و در قنوت خودداری کردند. پیش نماز خانقاه را ملامت کرد و گفت که ((ما در موکبی نرویم که آل محمد در آن‌جا نباشد)).ابوسعید در روز پنجشنبه (شب آدینه) چهارم شعبان ۴۴۰ قمری در میهنه (روستای مهنه فعلی در فاصله پنجاه کیلومتری تربت حیدریه و در حاشیه مسیر زاهدان به تربت حیدریه) وفات یافت.داستان دیدار او با ابن سینا که در کتاب اسرارالتوحید آمده بسیار پر آوازه است: خواجه بوعلی سینا با شیخ در خانه شد و در خانه فراز کردند و سه شبانه روز با یکدیگر بودند و به خلوت سخن می‌گفتند که کس ندانست و نیز به نزدیک ایشان در نیامد مگر کسی که اجازت دادند و جز به نماز جماعت بیرون نیامدند، بعد از سه شبانه روز خواجه بوعلی برفت، شاگردان از خواجه بوعلی پرسیدند که شیخ را چگونه یافتی؟ گفت: هر چه من می‌دانم او می‌بیند، و متصوفه و مریدان شیخ چون به نزدیک شیخ درآمدند، از شیخ پرسیدند که ای شیخ، بوعلی را چون یافتی؟ گفت: هر چه ما می‌بینیم او می‌داند. گویند ابوسعید ابوالخیر به شیخ الرئیس نوشت: مبادا بر مباحث معقول اعتماد کنی؛ زیرا بدیهی‌ترین استدلال شکل اول است، در حالی که شکل اول دوری است. افزون بر این، ثبوت نتیجه متوقف بر کلیت کبراست و کلیت کبرا بر صدق اکبر بر اصغر متوقف است؛ زیرا اصغر از جمله افراد اکبر است. شیخ الرئیس در پاسخ گفت: کلیت کبرا موقوف بر اندراج اصغر است به اجمال، و مقصود از نتیجه حصول نتیجه است به تفصیل.هرمان اته، خاورشناس نامی آلمانی درباره شیخ ابوسعید ابوالخیر می‌نویسد وی نه تنها استاد دیرین شعر صوفیانه به‌شمار می‌رود، بلکه صرف نظر از رودکی دوره‌هایش، می‌توان او را از نوآوران رباعی، که زاییده طبع است، دانست. نوآوری او در این‌گونه شعر از دو جایگاه است: یکی آن که وی نخستین شاعری است که شعر خود را فقط به شکل رباعی سرود. دوم آنکه رباعی را بر خلاف پیشینیان خود نقشی از نو زد، که آن نقش جاودانه ماند؛ یعنی آن را کانون اشتعال آتش عرفان وحدت وجود قرار داد و این نوع شعر از آن زمان نمودار گمان‌های رنگین عقیده به خدا در همه چیز بوده‌است. نخستین بار در اشعار اوست که کنایات و اشارات عارفانه به کار رفته، تشبیهاتی از عشق زمینی و جسمانی در مورد عشق الهی ذکر شده و در این معنی از ساقی بزم و شمع شعله‌ور سخن رفته و سالک راه خدا را عاشق حیران و جویان، می‌گسار، مست و پروانه دور شمع نامیده که خود را به آتش عشق می‌افکند.
مشاهده زندگی‌نامه
آیت الله عباسعلی اسلامی تربتی چهره ماندگار
07
آیت الله عباسعلی اسلامی تربتی
 مجتهد،  امین حضرت امام خمینی (ره) نماینده حضرت امام(ره) در قم ،نماینده اولین دوره مجلس خبرگان رهبری (زاده 1283 شمسی تربت حیدریه –درگذشته 1367 قم )محل دفن :قم -  حرم حضرت معصومه (س) مرحوم آیت الله عباسعلی اسلامی تربتی در سوم مهر 1283 در روستای بایگ از توابع تربت حیدریه ، به دنیا آمد.پدرش از علمای بزرگ خراسان و ملقب به آقای صدر بود. مرحوم اسلامی تربتی دوران کودکی اش را در محضر پدرش تلمذ کرد و سپس در خدمت بقیه علمای تربت حیدریه ، مقدمات حوزه را فراگرفت.پس ازآن به مشهد رفت و در نزد علمایی همچون آیت الله خالصی زاده ، ادیب نیشابوری و... به تحصیل پرداخت.ایشان سپس به قم رفته و در درس خارج فقه و اصول آیات عظام حائری ، خوانساری ، ثابتی همدانی ، یثربی و بروجردی شرکت کرده و به مقام اجتهاد می رسد.ایشان در قم با دختر یکی از علمای آنجا به نام «شیخ کریم حاجی زاده»  ازدواج می کند و رسما ساکن قم در محله شادقلی خان و سپس یخچال قاضی می شود.در همان ایام ورود وی به قم ، ذائقه سخنوری ایشان آشکار می شود.به طوری که بارها از طرف آیت الله بروجردی و دیگر مراجع عظام به ماموریت های تبلیغی اعزام شدند.ایشان در دهه سی ، در محله یخچال قاضی قم با امام خمینی (ره)همسایه شد و این آغاز رابطه ایشان با امام بود.رابطه ایشان و امام خمینی (ره) به شدت تقویت شد تا حدی که فرزندان این دو عالم با یکدیگر همبازی شدند و همچنین نقل شده در تابستان هر سال ، آیت الله اسلامی تربتی به تربت حیدریه می رفت و امام(ره) به همدان یا محلات. هرگاه یکی از این عزیزان زودتر به قم بازمی گشت ، هنگام بازگشت دیگری به استقبالش می رفت.متاسفانه در سال 1332 همسر آیت الله اسلامی تربتی گرفتار سرطان بدخیم شد و در سن سی سالگی درگذشت. این ضایعه چنان برای ایشان سنگین بود که دیگر تا آخر عمر ازدواج نکرد  و به تنهایی چهار فرزندش را بزرگ کرد.پس از فوت آیت الله بروجردی ، مرحوم اسلامی تربتی از افرادی بود که مرجعیت امام خمینی (ره)را تبلیغ میکرد و هنگامی که از وی (به عنوان مجتهد) می پرسیدند که «فقیه اعلم کیست؟» ایشان پرسش کنندگان را به امام خمینی (ره)احاله می داد.ایشان در این دوره به عنوان «امین آقاسیدروح الله» شناخته می شد چرا که امام خمینی(ره) بسیاری از اقدامات محرمانه خود را به دست مرحوم اسلامی تربتی می سپرد.پس از آغاز مبارزات امام (ره)و تبعید ایشان به ترکیه ، مرحوم اسلامی تربتی از طرف امام (ره)به عنوان نماینده ایشان در قم منصوب شد اما پس از شش ماه ، ساواک ایشان را شناسایی کرده و دستگیر کرد به تربت حیدریه تبعید نمود.ایشان تا سال 1350 در تبعید به سر برد ولی همچنان به مبارزات خود به صورت مخفیانه ادامه می داد.پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، به دعوت از مردم خراسان برای انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی ثبت نام کرد که مورد اقبال مردم قرار گرفت و با یک رای شگفت انگیز (یعنی بیش از یک و نیم میلیون رای) از طرف مردم خراسان به مجلس خبرگان راه یافت.ایشان در این دوره به سبک زندگی ساده عالمانه اش ادامه داد و محافظ و پاسدار نپذیرفت و راننده و ماشین را هم به دولت برگرداند و خودش هنگام جلسات خبرگان ، با اتوبوس از قم به تهران می رفت و سپس با تاکسی خودش را به مجلس می رساند. این حجم از ساده زیستی چنان بود که یکبار نگهبان مجلس که دیده بود ایشان از تاکسی پیاده شده ، مانع ورود وی به ساختمان مجلس شد ؛ چون باور نمی کرد که نماینده مجلس با تاکسی رفت و آمد کند.به ایشان گفتند که چرا پاسدار و محافظ را قبول نمی کنید؟ ایشان گفته بود : «به دو پاسدار باید از بیت المال ماهی پنج هزار تومان بدهند و من نمی خواهم ذره ای از اموال بیت المال مصرف کنم»ایشان در هجدهم اسفند سال 1367 در سن هشتاد و چهار سالگی درگذشت  و در بقعه شماره سی و شش در صحن اتابکی حرم حضرت معصومه(س) مدفون گردید.اجازه نامه امام خمینی به آیت الله اسلامی تربتی در امور حسبیه و شرعیه به شرح زیر است:« بسم الله الرحمن الرحیمبعدالحمد الصلوه ، جناب مستطاب عمادالاعلام و حجت الاسلام اقای آقا شیخ علی اکبر اسلامی وفقهم الله می خواهند به حقیر برسانند ، چه سهم مبارک امام (علیه السلام ) و چه سهم سادات عظام و چه سایر وجوهات و نیز وکیل هستند در دستگردان نمودن و امهال به مقدار صلاح و احذ آن و کسانی که با اینجانب یا وکلای من دستگردان نمودند ، مجازند بدهکاریها را به ایشان بپردازند برای صرف در حوزه مبارکه علمیه. و جناب ایشان مجازند که وجوه ماخوذه را صرف در حوزه علمیه و شهریه حضرات محصلین نمایند.
مشاهده زندگی‌نامه
قطب الدین حیدر چهره ماندگار
08
قطب الدین حیدر
قطب الدین حیدرقطب‌الدین حیدر از صوفیان اواخر سدهٔ ششم و اوایل سدهٔ هفتم قمری (درگذشتهٔ ۶۱۸ ه‍. ق) است. او از ترکستان به زاوه مهاجرت کرد و در همان‌جا درگذشت و مدفون شد و شهر به حرمت او به تدریج تربت قطب‌الدین حیدر و بعدها تربت حیدری نام گرفت و سرانجام به تربت حیدریه معروف شد. از جزئیات زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست و در منابع تنها اشاره‌هایی به نام و نسب او می‌توان یافت. زکریا قزوینی (د ۶۸۲ ق/ ۱۲۸۳ م) او را شیخی نامدار و صاحب‌کرامت، منسوب به زاوه می‌داند که پیروانی در میان ترکان دارد (ص ۳۸۲). ابن‌فوطی (د ۷۲۳ ق/ ۱۳۲۳ م) نام کامل او را حیدر بن عبدالله بن ابوالبرکات زاوی نقل می‌کند و او را از ترکمانان خراسان می‌داند که به گله‌داری اشتغال داشتند. وی قطب‌الدین را از عقلای مجانین می‌شمارد و مریدان او را از کسانی می‌داند که ریش خود را می‌سوزانند و آلات آهنین چون طوق، زنجیر، کمان و جز آن با خود حمل می‌کنند (۴/ ۶۳۵-۶۳۶). حسن دهلوی (د ۷۳۶ یا ۷۳۸ ق/ ۱۳۳۶ یا ۱۳۳۷ م) از خواجه نظام‌الدین اولیاء نقل می‌کند که قطب‌الدین تُرک‌بچه‌ای بود که هم‌زمان با حملۀ مغول می‌زیست. وی پیروان او را کسانی می‌داند که طوق آهنین در گردن، و دست‌بند آهنین در دست دارند (ص ۳۰-۳۱). پس از آن، فصیح خوافی (د ۸۴۵ ق/ ۱۴۴۱ م) ذیل وقایع سال ۶۱۳ ق/ ۱۲۱۶ م، نام کامل او را قطب‌الدین حیدر بن تیمور بن ابوبکر بن سلطان شاه بن سلطان خان سالوری ذکر می‌کند و او را شیخ مجذوبی می‌داند که در ۱۱۰سالگی در شهر زاوه درگذشت (۲/ ۲۸۸). محمد نوربخش (د ۸۶۹ ق/ ۱۴۶۵ م) نیز او را شیخ مجذوبی از فرزندان پادشاهان ترک و از ابدال این طایفه می‌شمارد و می‌افزاید که وی در ترشیز یا زاوه درگذشت و مزار او در تربت است (ص ۵۴). برای مشاهده مزار و اطلاعات بنای مقبره قطب الدین حیدر اینجا کلیک کنیدجز اینها، دولتشاه سمرقندی (د ۸۹۲ ق/ ۱۴۸۷ م) نیز او را از نژاد خانهای ترکستان می‌داند و پدر وی را شاهور می‌خواند (ص ۱۹۲). به گفتۀ او، حیدر زاوه‌ای، فردی صاحب باطن و اهل ریاضت بود که ۱۱۰ یا ۱۴۰ سال عمر کرد و ابراهیم بن اسحاق عطار، پدر فریدالدین عطار نیشابوری، مرید او بود و عطار در جوانی حیدرنامه را برای او به نظم درآورد (همانجا). البته انتساب عطار و پدرش به مریدان حیدر زاوه‌ای، روایتی بی‌بنیاد است که در منابع دیگر به آن اشاره‌ای نشده و برخی بر این باورند که دولتشاه برای آنکه حیدرنامه را به عطار نسبت دهد، این روایت را بر هم بافته است (فروزانفر، ۳۱؛ شفیعی، ۲۲۱). به این ترتیب، از مجموع اقوالِ یادشده می‌توان دریافت که حیدر زاوه‌ای پیری ترک‌نژاد و مجذوب بود که در حدود حملۀ مغول (۵۹۷، ۶۰۲، ۶۱۳ یا ۶۱۸ ق) درگذشت و در زاوه به خاک سپرده شد (فصیح‌، دولتشاه، همانجاها؛ خواندمیر، ۲/ ۳۳۲). ولایت زاوه بعدها، شاید در دورۀ صفویه، به نام شیخ حیدر تربت حیدریه خوانده شد. حیدریه یا حیدریان که پیروان وی به شمار می‌آمدند، از نیمۀ سدۀ ۷ ق/ ۱۳ م در نواحی زاوه، جام، خواف و دیگر مناطق خراسان پرشمار بودند، چندان‌که ابن‌بطوطه نیز در گذر از زاوه از آنها یاد می‌کند. فرزندان قطب‌الدین نیز ظاهراً در آن منطقه از حرمت و اعتبار اجتماعی خاصی برخوردار بوده‌اند (خواندمیر، همانجا؛ حمدالله، ۱۵۴؛ ابن‌بطوطه، ۳۸۷- ۳۸۸؛ شفیعی، ۲۲۰-۲۲۱؛ زرین‌کوب، ۳۶۸). چنان‌که پیش‌تر اشاره شد، در برخی منابع رسوم خاصی به پیروان حیدر زاوه‌ای نسبت داده شده است؛ ازجمله ابن‌بطوطه می‌گوید که حیدریان بر دست، گردن و گوش خود حلقه‌های آهنی می‌آویزند و حتى بر اندام نرینۀ خویش نیز حلقه می‌کنند تا از آمیزش با زنان دور بمانند (ص ۳۸۹). این رسوم غریب را که تناسبی با هنجارهای اجتماعی و دینی نداشت و آنها شاید آن را بـه پیـروی از شیخ خود انجام می‌دادند (نک‍ : حسن، ۳۱)، باید ازجملۀ آداب و خصلتهای قلندران دانست که در میان دیگر شاخه‌های آنان نیز رواج داشته است (شفیعی، ۲۲۴-۲۲۵).  
مشاهده زندگی‌نامه
رضا رفیع چهره ماندگار
09
رضا رفیع
رضا رفیع؛ 1347 شمحمدرضا رفیع زاده معروف به رضا رفیع متولد 6 مرداد سال 1347 هجری خورشیدی در 140کیلومتری جنوب مشهد در تربت حیدریه به دنیا آمد. پدرش، حاج محمود رفیع زاده(رفیعی)، کارمند فرهنگی آموزش و پرورش و و برادرش جلال رفیع نویسنده، طنزپرداز و مشاور فرهنگی و رسانه ای رئیس جمهور در زمان خاتمی است.. رفیع دوران ابتدایی را در دبستان بیهقی، راهنمایی را در مدرسه علی تمدن و دبیرستان را نیز در قدیمیترین دبیرستان شهر، دبیرستان رازی* تربت گذراند. دوران دبیرستانش را خود دوران «انحرافات ادبی» اش مینامد و میگوید: «در همان ایام دبیرستان، طنزهایی مینوشتم با عنوان ثابت «نشنو از نی» که روزانه در تابلو مدرسه نصب العین میشد تا مایه ی عبرت سایرین گردد.» رفیع دوران ابتدایی را در دبستان بیهقی، راهنمایی را در مدرسه علی تمدن و دبیرستان را نیز در قدیمیترین دبیرستان شهر، دبیرستان رازی تربت گذراند. دوران دبیرستانش را خود دوران «انحرافات ادبی» اش مینامد و میگوید: «در همان ایام دبیرستان، طنزهایی مینوشتم با عنوان ثابت «نشنو از نی» که روزانه در تابلو مدرسه نصب العین میشد تا مایه ی عبرت سایرین گردد.» او اولین سرودهه ای جدی اش را برای شاعر فصلی از عاشقانه ها، سهیل محمودی، صاحب صفحات شعر خلوت انس در مجله جوانان ارسال کرد. او آنها را چاپ کرد، اما در نامه ای بلند بالا به تربت برایش نوشت: «بیش از شعر جدی، قدر قلم طنزت را بدان!» پیش از ورود به دانشگاه، همکاری طنز خود را با نشریات تهران آغاز کرد و در مجله جوانان امروز، در کنار محمد پورثانی و عباس خوش عمل مشغول به فعالیت شد. او از سال 1372 ساکن تهران شد و دو سال بعد نیز همزمان با نوشتن مطالب طنز و جدی، تحصیلات دانشگاهی خود در رشته ی زبان و ادبیات فارسی را پی گرفت . رضا رفیع، در سال 76 مجله های به نام «ماه نامه دنیای طنز» را از شماره صفر به راه انداخت که سردبیری آن را نیز خود بر عهده داشت. از سال 79 نیز تا آخرین شماره هفته نامه سیاسی گل آقا در آبان ماه ،81 سمت سردبیری و مسئولیت تحریریه آن به نام او رقم خورد. سمتی که پیش از آن بزرگانی چون مصطفی فرجیان و هوشنگ معمارزاده عهده دار آن بودند .او در کنار ادامه دادن مقطع کارشناسی ارشد، از سال 81 عضو ثابت تحریریه ی روزنامه اطلاعات شد که ابتدای امر مدتی در سرویس مقالات و سپس دبیر سرویس گزارش و پس از آن نیز مسئولیت انتشار ضمیمه «ادب و هنر» روزنامه بر دوشش گذاشته شد که تا امروز به صورت هفتگی منتشر میشود. همچنین از سال 1383 تا کنون ستون روزانه ی طنز «بزن در رو» در روزنامه جام جم را مینویسد که مخاطبان خاص خود را دارد و تا به حال با وجود تغییر مدیریت ها، هیچگاه متوقف نشده است .رفیع در عرصه ی طنز و طنازی، با هر دو وجه نظم و نثر پیش رفته و البته در حوزه ی طنز منثور – آن هم از نوع ژورنالیستی اش – بیشتر قلم زده است. جوهره و رویکرد اصلی و اساسی طنزهای او، سیاسی، ادبی و فرهنگی است. او دبیر و داور چندین جشنواره کشوری بوده است. در سومین جشنواره طنز مکتوب، داور بخش نثر بود .او از سال 1384 مسئولیت «خانه طنز» باشگاه نویسندگان و هنرمندان، وابسته به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران را بر عهده داشته و دارد که در حال حاضر به «امور ادبی»  معاونت هنری سازمان تغییر نام داده است. همچنین دبیر و مجری محفلی ادبی با عنوان « شب شعر طنز شکرخند» در تهران است که از تیرماه 85 به صورت ماهانه برگزار میشود .حضور او در رادیو و تلویزیون شنوندگان برنامه «اینجا شب نیست» رادیو جوان آیتم هر هفته ی او را که حوالی ساعت 1  بامداد به صورت زنده پخش میشد، به یاد دارند .از سال 89 اجرای برنامه طنز سیاسی و فرهنگی «پاتوکفش اخبار» در برنامه ی صبحگاهی «سلام تهران» شبکه تهران که تا خرداد 1394 ادامه داشت و اجرای برنامه ی ادبی «هفته نامه» در روزهای جمعه در شبکه آموزش که با محوریت طنز و لبخند بود، از اولین های حضور او در قاب جادویی بود .برنامه ی قند پهلو ایدهای متفاوت بود که به سردبیری و اجرای رضا رفیع، و با حضور ناصر فیض , شهرام شکیبا به عنوان کارشناس داوری در حوزه مسابقه شعر طنز در شبکه ی آموزش خوش درخشید. پس از پخش سری اول آن در ماه رمضان 1392 و استقبال مردم، سری دوم آن در زمستان همان سال ضبط و پخش شد. در این برنامه برای اولین بار حضور خانم های طنزپرداز را در قاب تلویزیون شاهد بودیم .ترکیب چاشنی طنز به همراه ادبیات خاص برنامه و آیتم های متفاوت از ویژگی های منحصر به فرد این برنامه بود. پس از پخش زنده ی قندپهلو ویژه ی سال تحویل، سری سوم قندپهلو نوروز 93 پخش شد. چهارمین دوره ی آن رمضان 93 و پنجمین دوره اش با حضور طنزپردازانی از ایران، تاجیکستان و افغانستان، نوروز 94  پخش شد. این برنامه بارها از شبکه های مختلف سیما بازپخش شد. پس از قندپهلو، رفیع به شهرت و محبوبیت بیش از پیش رسید. در ماه رمضان 1394 برنامه ی «بچه محله ی امام رضا» به مدت 18 شب با اجرای رضا رفیع روی آنتن شبکه شما رفت. شـهرت، طمانینه و توانمندی این هم شـهری تربتی در اجرای زنده ی برنامه ها، باعث شد، تا از وی برای اجرای قسمتهای هفته ی آغازین برنامه ی تلویزیونی «ماه طاهر» دعوت به عمل آید. این برنامه ویژه ی افطار و در طول سی شب ماه مبارک رمضان، در خرداد ،1397 پیش از افطار از شبکه ی استانی خراسان رضوی و با اجرای مهیار عبدالهی به روی آنتن رفتکتاب های رضا رفیع حرف اضافه | مجموعه نثرهای طنز از سال 81 تا 83 | نشر اطالعات | چاپ اول 1384 ،چاپ دوم 1390 بزن در رو | گزیدهای از نثرهای طنز چاو شده در روزنامه جام جم | در دست چاپ طنز و تغزل | مجموعه غزلیات طنزآمیز در نیمه دوم دهه هفتاد | در دست چاپ آب در هاون | مجموعه طنزهای منثور ازسال 84 تا 85 | در دست چاپ باد در غربال | مجموعه طنزهای منثور ازسال 86تا 87| در دست چاپ دایره ی بی زنگ | مجموعه طنزهای منثور ازسال 88 تا  89 | در دست چاپ مشت بر سندان | مجموعه طنزهای منثور ازسال 90 تا 91 | در دست چاپ *دبیرستان رازی از جمله نخستین دبیرستان های دایر در تربت حیدریه است. این آموزشگاه در برون داد آموزشی شخصیت های سرشناس و چهره های تاثیر گذاری را در گستره ی ملی در کارنامه ی درخشان خود دارد  استاد دکتر فریدون افتخاری 1321،استاد رشته ی ارتوپدی در مرکز بزرگ پزشکی درلندن و در مرکز کلینیک ارتوپدی ژوزف شرق لندن می باشند. دکتر حمید رضا برادران شرکاء؛ اقتصاد دان کارشناس مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاون رئیس جمهور اسبق. پروفسور امین علیزاده؛ رئیس آبخیز داری کشور. دکتر حمیدرضا تقی پور؛ فوق تخصص قلب و رئیس بخش قلب بیمارستان خاتم الانبیاء تهران.خلبان شهید علی خوش نیت؛ از جمله 318خلبان شجاع و غیوری بودند که در آغازین روزهای دفاع مقدس حماسه آفرینی کردند. فریدون جیرانی؛ کارگردان، فیلم نامه نویس، فیلمبردار، مجری و کارشناس فیلم. .... و امافریدون جیرانی متولد 1330خورشیدی در بردسکن از توابع شهرستان کاشمر در خراسان، می باشد. وی تا 6 سالگی در مشهد و از 7تا 16سالگی در تربت حیدریه سپری نمود. وی تا مقطع دیپلم در تربت حیدریه تحصیل کرد. دوست همکلاسی و هم میزی او در دبیرستان قطب از قلم رسا و دست نوشته های ادبی او چنین می گوید: «سال های حدود1347  یا 1348 فریدون قلم شیوایی داشت. و معلم ادبیات آن زمان ما جناب مهربخش از میان تمام دانش آموزان عالقه خاصی به جیرانی داشت. و از سبک و سیاق نوشته های فریدون تعریف می کرد. و واقعا او استعداد ویژه ای در این خصوص داشت. و برای تحصیل به تربت رفت و آمد داشت. دبیرستان قطب(از نخستین دبیرستان های تربت حیدریه)* در چهارراه فرهنگ واقع شده بود.» در هر حال فریدون جیرانی فارغ التحصیل دبیرستان رازی تربت حیدریه است اگرچه مدتی در دبیرستان قطب به تحصیل اشتغال داشته است. یکی دیگر از مشوقین فریدون، مدیر مدرسه ی وی بود، مشرفی به خاطر توانایی درونی فریدون در زمینه ی ادبیات و ادبیات داستانی، جیرانی را به کتابخوانی و انشا نویسی و داستان نگاری تشویق می نمود؛ جیرانی به همین دلیل نام بیشتر شخصیت های مثبت فیلم هایش را به پاس این کمک و ترقی، مشرفی نام می نهد
مشاهده زندگی‌نامه
دکتر سید حسن عصمتی بایگی چهره ماندگار
10
دکتر سید حسن عصمتی بایگی
 دکتر سید حسن عصمتی بایگی؛1346شدکتر سید حسن عصمتی بایگی متولد ،1346 تربت حیدریه می باشد وی قاری قرآن، قرآن پژوه ایرانی و اخیرا رایزن فرهنگی ایران در سنگال ( 1391 تا مهرماه 1397 ) بوده است. وی پیش از این به مدت چهار سال (1386 تا 1390)  رایزن فرهنگی ایران درتونس  بود .وی برای نخستین بار اصلاح « دیپلامات قرآنی» را در جهان سیاسیت مطرح کرد. او همچنین مسلط به زبان عربی و فرانسوی است .وی فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق و استاد معارف اسالمی دانشگاه بین المللی امام خمینی است. نگاهی به زندگی و چگونگی انتخابش به عنوان رایزن فرهنگی ایران در تونس و سپس اعزام به سنگال دکتر سید حسن عصمتی از زبان خودش سیدحسن عصمتی متولد 1346 در تربت حیدریه هستم. پدرم کارگری بیسواد اما با معرفت بود که چند سال پیش درگذشت. در کودکی در روستای «بایگ» از توابع شهرستان تربت حیدریه در خانوادهای مذهبی بزرگ شدم و مادربزرگم که به او «ننه جان» میگفتیم، در گوشم آیةالکرسی زمزمه میکرد که بسیار بر من تأثیر گذاشت. همچنین مکتب خانه ای به نام «بی بی نمازی» در تربت حیدریه بود که یک پیرزن و پیرمرد آن را اداره میکردند و این مکتب خانه در واقع پایه و مقدمه آشنایی من با الفاظ قرآن بود و بیشتر در تابستان فعالیت داشتبهره مندی از محضر شاگرد عبدالباسط در دبستان «عسگری»، مدرسه راهنمایی «تمدن»، دبیرستان «سیدقطب» و «شهید چمران» سال های درسی را پشت سر گذاشتم و از اواخر دوران راهنمایی به قرائت قرآن علاقه مند شدم و در این مسیر بیشتر به شکل شخصی گام برداشتم و از محضر مرحوم «محمدعلی اوحدی» از قاریان برجسته ایران، که گفته میشد از شاگردان استاد عبدالباسط و شیخ مصطفی اسماعیل بود، بهره مند شدماز اواخر دوره راهنمایی کاملا با قرائت قرآن مأنوس شدم. در آن روزها پس از نماز مغرب و عشاء جلساتی را با گروهی از دوستان و قرآنیان آن زمان از جمله«محمد جواد کاشفی»، که از قاریان بنام هستند، در مسجد جامع »صاحب الزمان» (معروف به مسجد گودی) تربت حیدریه تشکیل میدادیم و قرائت قرآن و نغمات را به شکل سنتی تمرین میکردیم و قاریان حاضر قطعات و فرازهایی از قاریان مشهور مصر را تقلید کرده و به تلاوت می پرداختند. این جلسات بسیار پربار بود و نخستین جلسات قرآن، که به صورت سنتی برای جوانان در تربت حیدریه شکل گرفت، محسوب میشد. من نیز از همان زمان هم به قرائت قرآن میپرداختم و هم معانی و مفاهیم آیات برایم مهم بود و سعی داشتم این دو را در کنار یکدیگر یاد بگیرم. حتی در آن جلسات مفاهیم را برای دوستان حاضر توضیح میدادم که خیلی اثرگذار بوددر سال 1364 در دانشگاه امام صادق(ع) پذیرفته شدم و در سال 1379 در مقطع فوق لیسانس الهیات و ارشاد اسلامی از این دانشگاه فارغ التحصیل شدم. در رشته دکتری علوم قرآن و حدیث نیز قبول شدم و تا مرحله دفاع پایان نامه هم پیش رفتم، اما به خاطر مأموریت های خارج از کشور تاکنون نتوانسته ام تحصیلاتم در این مقطع را به پایان برسانم. موضوع پایان نامه ام «جریان های فهم معاصر قرآن در تونس با تأکید بر تقریب مذاهب اسلامی» استفعالیت در مجمع تقریب در سال 1371 به عنوان کارشناس امور بین الملل وارد مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی شدم و با مرحوم آیت الله محمد واعظ زاده خراسانی (نخستین دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی) همکاری داشتم و 10 سال این همکاری ادامه داشت و طی این 38 سال بیشتر سفرهایم به کشورهای آفریقایی به ویژه سنگال بود. در مجمع جهانی تقریب با ایده تقریب مذاهب اسلامی و اهمیت نگاه قرآن به وحدت اسلامی بیشتر و ملموستر آشنا شدم و تاکنون نیز این ایده یکی از اهداف مهم من در حوزه بین الملل بوده است و اعتقاد دارم هیچ ایدهای مانند این نمیتواند در حوزه جهان اسلام به ما کمک کرده و برنامه هایمان را پیش ببرد پس از تشکیل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، به این سازمان منتقل شدم و نخستین مأموریت من در مقام رایزن فرهنگی ایران در خارج از کشور در تونس بود که از سال 1386تا 1390 در این کشور مشغول فعالیت بودم و پیش از انقلاب «کرامت و آزادی» تونس در این کشور بودم و این انقلاب را از نزدیک دیدم.در سال 1394 به سنگال اعزام شدم و اکنون مأموریتم پایان یافته و طی روزهای آینده به کشور بازمیگردم. تونس در شمال آفریقا و از کشورهای فرانسویزبان (فرانسه زبان رسمی است) و سنگال در غرب آفریقا و فرانسویزبان است، اما این دو تفاوتهایی دارند؛ تونس آفریقای سفید و زبان رسم آنها عربی و زبان دوم فرانسوی اما سنگال آفریقای سیاه و زبان رسمی فرانسوی و بعد عربی است. عربی در سنگال زبان اساتید، رهبران دینی و شیوخ است و شیخ «احمدو بامبا»، رهبر طریقه مریدیه، اشعاری عربی درباره قرآن و مسائل معنوی اسلام دارد.افتخار جانبازی عصـمتی، که از جانبازان دفاع مقدس است، در این باره گفت خدا را شکر میکنم که به عنوان رزمنده در فضایی با ریشه های قرآنی در جبهه حضور یافتم. در آن زمان در جمع رزمنده ها قرآن خوانده و اذان میگفتم و این از خاطرات فراموش نشدنی ام است. از زمانی که در مقام رایزن فرهنگی ایران در سنگال حضور یافتم، فعالیت های قرآنی را در اولویت قرار دادم. دلیل انتخاب من به عنوان رایزن فرهنگی ایران در سـنگال همین روحیه قرآنی ام بود و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با توجه به شناختی که از سنگال به عنوان یک جامعه قرآنی داشت، مرا برای این مأموریت انتخاب کرد. میتوانم بگویم که از سـه سال گذشته تاکنون که به عنوان رایزن فرهنگی در سنگال فعالیت داشتم، تصویر انقلاب و ایران در ذهن جامعه و مردم سـنگال مثبت تر از گذشته شده؛ این در حالی است که در سنگال رقبای جدی داریم و سفارت اسرائیل در این کشـور دایر اسـت و فرانسـه، آمریکا و عربستان از همپیمانان استراتژیک سنگال هستند، اما این کشور کشوری مسلمان است و 98 درصد از جمعیت 14 میلیونی آن مسلمان و مالکی مذهب هستنددکتر سید حسن عصمتی در شانزدهمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی با سخنرانی درباره موضوع «قرآن، جهانی شدن و هویت مجازی» برای نخسـتین بار مسـائل جدیدی را در این حوزه مطرح کرد. او همچنین برای نخسـتین بار اصـطلاح «دیپلماسی قرآنی» را در نشـسـت بین المللی «وحدت اسـلامی، ضـرورت ها و چشم اندازهای آن» که در اردیبهشت 1391 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد مطرح کرد. «الدبلوماسیة القرآنیة صراط إلی وحدة الأمة الإسلامیة : دیپلماسی قرآنی، راهی به سـوی وحدت امت اسـلام.» عنوان مقاله سـیدحسن عصمتی در این همایش بود که به زبان عربی ارائه شد. در این مقاله به قرائت قرآن به عنوان نخستین استراتژی پیامبر(ص) در تحقق وحدت اسلامی اشاره شده است. وی از مؤلفان کتاب «تصوف در شمال آفریقا» است که مؤسسه بین المللی «الهدی» برای نخستین بار آن را در بیست وپنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران عرضه کرد.
مشاهده زندگی‌نامه
TOURISM DESTINATIONS

گردشگری تربت حیدریه

تجربه مسیرها، جاذبه‌ها و روایت‌های دیدنی شهر

مشاهده همه
بوستان ملت (پارک ملت)
مقصد گردشگری
01

بوستان ملت (پارک ملت)

بوستان ملت (پارک ملت)پارک‌ها ‌یا بوستان‌ها قلب‌تپنده یک شهر هستند. در تربت‌حیدریه هم بوستان‌های زیادی هست...

مزار بوری آباد (امامزاده احمدالرضا)
مقصد گردشگری
02

مزار بوری آباد (امامزاده احمدالرضا)

مزار بوری آباد (امامزاده احمدالرضا)مزار بوری آباد مدفن امامزاده احمدالرضا است. با قدمتی که به دوره صفوی ب...

 درختان کهنسال
مقصد گردشگری
03

درختان کهنسال

  درختان کهنسالاز جمله جاذبه های طبیعی تربت حیدریه درختان کهنسال این منطقه است که از میان مهم ت...

غارهای نمکی
مقصد گردشگری
04

غارهای نمکی

غارهای نمکیاین حفره های زیبا و دیدنی درمعادن متروکه و رها شده نمک در بخش کدکن در نزدیکی روستای حصار یزدان...

منطقه گردشگری حاجی بیگی
مقصد گردشگری
05

منطقه گردشگری حاجی بیگی

منطقه گردشگری حاجی بیگیاین روستا در فاصله 65 کیلومتری شهر تربت حیدریه ودر بخش رخ واقع گردیده و دارای طبیع...

آبشار دافی
مقصد گردشگری
06

آبشار دافی

آبشار دافیبخش کدکن آکنده از مناطق و روستاهای گردشگری با جاذبه های تاریخی و طبیعی متنوعی با زیبایی وچشم نو...

 طبیعت صنوبر
مقصد گردشگری
07

طبیعت صنوبر

 طبیعت صنوبرمناظر طبیعی و چشم نواز مسیر 17 کیلومتری روستای صنوبر تا بخش مرکزی تربت حیدریه در ضلع شما...

منطقه گردشگری نَسَر
مقصد گردشگری
08

منطقه گردشگری نَسَر

منطقه گردشگری نَسَرنسر که در حال حاضر بزرگترین منطقه روستایی شهرستان می باشد در بخش رخ و در 68 کیلومتری ش...

CULTURAL HERITAGE

صنایع دستی و میراث فرهنگی

روایت هنر، اصالت، معماری و میراث ماندگار منطقه

مشاهده همه
بوستان ملت (پارک ملت)
میراث فرهنگی
01

بوستان ملت (پارک ملت)

بوستان ملت (پارک ملت)پارک‌ها ‌یا بوستان‌ها قلب‌تپنده یک شهر هستند. در تربت‌حیدریه هم بوستان‌های زیادی هست...

مزار بوری آباد (امامزاده احمدالرضا)
میراث فرهنگی
02

مزار بوری آباد (امامزاده احمدالرضا)

مزار بوری آباد (امامزاده احمدالرضا)مزار بوری آباد مدفن امامزاده احمدالرضا است. با قدمتی که به دوره صفوی ب...

 درختان کهنسال
میراث فرهنگی
03

درختان کهنسال

  درختان کهنسالاز جمله جاذبه های طبیعی تربت حیدریه درختان کهنسال این منطقه است که از میان مهم ت...

غارهای نمکی
میراث فرهنگی
04

غارهای نمکی

غارهای نمکیاین حفره های زیبا و دیدنی درمعادن متروکه و رها شده نمک در بخش کدکن در نزدیکی روستای حصار یزدان...

منطقه گردشگری حاجی بیگی
میراث فرهنگی
05

منطقه گردشگری حاجی بیگی

منطقه گردشگری حاجی بیگیاین روستا در فاصله 65 کیلومتری شهر تربت حیدریه ودر بخش رخ واقع گردیده و دارای طبیع...

آبشار دافی
میراث فرهنگی
06

آبشار دافی

آبشار دافیبخش کدکن آکنده از مناطق و روستاهای گردشگری با جاذبه های تاریخی و طبیعی متنوعی با زیبایی وچشم نو...

 طبیعت صنوبر
میراث فرهنگی
07

طبیعت صنوبر

 طبیعت صنوبرمناظر طبیعی و چشم نواز مسیر 17 کیلومتری روستای صنوبر تا بخش مرکزی تربت حیدریه در ضلع شما...

منطقه گردشگری نَسَر
میراث فرهنگی
08

منطقه گردشگری نَسَر

منطقه گردشگری نَسَرنسر که در حال حاضر بزرگترین منطقه روستایی شهرستان می باشد در بخش رخ و در 68 کیلومتری ش...

نظرسنجی شهری

صدای شما، مسیر توسعه شهر

با شرکت در نظرسنجی‌های شهری، در بهبود خدمات، ارتقای کیفیت زندگی و تصمیم‌سازی بهتر برای آینده شهرستان نقش مستقیم داشته باشید.

✦
پیمایش دیدگاه‌ها
FEATURED STORIES

چهره های آسمانی

روایت تصویری، ماندگار و الهام‌بخش از چهره‌های شاخص و ارزشمند

مشاهده همه
شهید علی اکبر مرادی کامه سفلی
ویژه
01

شهید علی اکبر مرادی کامه سفلی

.شهید درتاریخ 1338/9/20 در تربت حیدریه بدنیاآمدند.ایشان بیسواد بوده اند.درمنطقه دزفول درسن 21 سالگی در تاریخ 1359/7/23...

شهید احمد محمدآبادی
ویژه
02

شهید احمد محمدآبادی

 .شهید درتاریخ 1323/7/15 در تربت حیدریه بدنیاآمدند.ایشان قبل از شهادت کادری ارتش بوده اند.درمنطقه کرخه درسن 36 سا...

شهید محمدرضا ارباب
ویژه
03

شهید محمدرضا ارباب

.شهید درتاریخ 1319/3/10 در همدان بدنیاآمدند.تحصیلات ایشان تا ابتدایی بوده وقبل از شهادت کادری ارتش بودند.درمنطقه کرخه...

شهید علی اکبر رحیمی کاکلکی
ویژه
04

شهید علی اکبر رحیمی کاکلکی

.شهید درتاریخ 1333/2/20 در شهرکرد بدنیاآمدند.تحصیلات ایشان تا ابتدایی بوده وقبل از شهادت کادری ارتش بودند.درمنطقه سرپل...

شهید محمود امید خدا
ویژه
05

شهید محمود امید خدا

.شهید درتاریخ 1321/2/2 در قوچان بدنیاآمدند.تحصیلات ایشان تا ابتدایی بوده وقبل از شهادت کادری ارتش بودند.درمنطقه دزفول...

شهید محمد طحانیان کاخکی
ویژه
06

شهید محمد طحانیان کاخکی

.شهید درتاریخ 1328/12/2 در گناباد بدنیاآمدند.تحصیلات ایشان تاابتدایی بوده .درمنطقه سرپل ذهاب درسن 31 سالگی در تار...

شهید هادی حسینی کنگ سفلی
ویژه
07

شهید هادی حسینی کنگ سفلی

.شهید درتاریخ 1358/1/15 در اصفهان در شاهین شهر بدنیاآمدند.درسن 1سالگی در تاریخ 1359/7/20 به شهادت رسیدندو درگلزار کنگ...

شهید ایران داوودی
ویژه
08

شهید ایران داوودی

.شهید درتاریخ 1336/2/8 در تربت حیدریه بدنیاآمدند.تحصیلات ایشان تا سیکل بوده.درسن 23 سالگی در تاریخ 1359/7/20 به شهادت...

شهید امید حسینی
ویژه
09

شهید امید حسینی

.شهید درتاریخ 1357/6/14 در اصفهان بدنیاآمدند.تحصیلات ایشان تا ابتدایی بوده.درسن 2سالگی در تاریخ 1359/7/20 به شهادت رسی...

شهید حسین اعلمی
ویژه
10

شهید حسین اعلمی

.شهید درتاریخ 1336/11/7 در تربت حیدریه بدنیاآمدند.تحصیلات ایشان لیسانس علوم دینی بوده وقبل از شهادت طلبه بودند.درمنطقه...

RADIO TORBAT

رادیو تربت

نسل جدید رسانه تعاملی و زنده

00 روز
:
00 ساعت
:
00 دقیقه
:
00 ثانیه
افتخارات، گردشگری و چهره‌ها

چگونه با ما در ارتباط باشید!

شماره تماس 09360738345
شناسه ارتباطی @creationmysteryonline

همراهان ما

همراه
همراه
همراه
همراه
همراه
همراه
همراه
پلیس فتا
میراث فرهنگی
فنی و حرفه‌ای
دانشگاه آزاد