+

ورود | ثبت نام

شماره همراه خود را وارد نمایید

captcha

ورود

رمز عبور را وارد نمایید

ورود با کد پیامکی

ورود

کد دریافتی را وارد نمایید

زمان باقی‌مانده: ثانیه

ثبت نام

اطلاعات را وارد نمایید

زمان باقی‌مانده: ثانیه

عشرت قهرمان

 

عشرت قهرمان

تبار عشرت قهرمان
عشرت قهرمان در سال ۱۳۰۵ در روستای «امیرآباد» شهرستان تربت حیدریه دیده به جهان گشود. پدرش محمدصادق و پدربزرگش محمدمیرزا نام داشت. محمدمیرزا فرزند قهرمان میرزا بود که خود پسر حسنعلی میرزای شجاع‌السلطنه و او هم فرزند فتحعلی شاه قاجار بود. وی از سوی مادر نیز نوه محسن میرزای ظلی است که شعر می‌سروده و همچنین دیلماج زبان فرانسه بوده است. نسب او نیز به ظل‌السلطان یکی از پسران فتحعلی شاه می‌رسد که پس از درگذشت پدر چند روزی با لقب «علیشاه» سلطنت کرد.
ذوق شعر و شاعری در تبار عشرت قهرمان موروثی است. فتحعلی شاه «خاقان» تخلص می‌کرد و شجاع‌السلطنه که صاحب دیوان است متخلص به «شکسته» بود و پسر او قهرمان میرزا تخلص «عشق» را برگزیده بود. از پدربزرگ محمد میرزا شعری روایت نشده، ولی چند تن از فرزندان او شعر می‌سرودند. معروف‌ترین آنان مرتضی میرزای قهرمان بود که مانند جدّ اعلای خود «شکسته» تخلص می‌کرد و روزنامه‌ای به نام «خورشید» را در مشهد منتشر می‌کرد.

وفات پدر و مادر در کودکی
پس از آنکه شناسنامه معمول شد، پدرش شهرت قهرمان را برای خانواده برگزید. بیشتر خویشان او نیز چنین کردند، اما بعضی خویشان او نام خانوادگی «قهرمانی» یا «شجاع‌نیا» را برگزیدند. پدر عشرت قهرمان شعر نمی‌سرود، ولی به مطالعه شعر بسیار راغب بود، وی مثنوی را با آوازی دل‌نشین می‌خواند و خط را بسیار زیبا می‌نوشت. کتابخانه پدر آن‌چنان پر و پیمان نبود، کتاب‌هایی که داشت، شاهنامه بود و خمسه نظامی، مثنوی مولوی، سعدی، حافظ، قاآنی و شاید یکی دو کتاب دیگر که پدر به آن‌ها علاقه داشت. عشرت سه برادر و یک خواهر داشت. هشت ساله بود که مادرش در سن سی‌وپنج یا سی‌وشش سالگی در تهران درگذشت. چند ماه بعد پدرش دوباره ازدواج کرد و از این همسر نیز صاحب دو دختر و یک پسر شد. البته عمر پدرش نیز خیلی به دنیا نبود، اوایل خردادماه سال ۱۳۲۱ وقتی برای درمان بیماری به تهران رفته بود در چهل‌وپنج‌سالگی، دارفانی را وداع گفته و در جوار مادرش در امامزاده عبدا... به خاک سپرده شد.


بانوی موسیقی و شعر
عشرت قهرمان، خواهر بزرگ محمد قهرمان شاعر شهیر خراسانی، است. وی در باره سرگذشت خودش در یادداشتی نوشته است: «من عشرت قهرمان متخلص به نکیسا در سال ۱۳۰۵ش در روستای امیرآباد از توابع شهرستان تربت حیدریه پا به عرصه وجود نهادم. پدر و مادرم هر دو اهل علم و معرفت بودند و دوره کودکی من غالبا با شنیدن اشعار خوش حافظ، سعدی، فردوسی، خیام و نظامی گذشت. در هشت سالگی مادر جوانم و در سیزده سالگی پدر جوانم را از دست دادم و از کودکی به دامان بی‌رحم زندگی افتادم. تحصیلاتم به همان سیکل اول متوسطه متوقف ماند و به سوی ازدواجی بدفرجام سوق داده شدم، اما همیشه مطالعه کردم. در جوانی داستان‌های کوتاه و قطعات ادبی می‌نوشتم و از میانه‌سالی، یعنی پنجاه‌وسه‌سالگی یک‌باره و یک‌شبه شاعر شدم. در این مدت کوتاه یعنی از ۲۹ بهمن ۱۳۵۷ تاکنون ۱۶ کتاب چاپ کرده‌ام و هفدهمین اثرم منتظر تأیید و مُهر از تهران است. قبل از شاعری هنر‌های دیگر را هم دنبال می‌کردم و هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که روزی شاعر شوم. در خانه ما همه آلات موسیقی بود و مادرم تار را به‌خوبی می‌نواخت و پدرم نیز صدای خوبی داشت.»

عشرت بانو، خیاطی هنرمند
عشرت قهرمان تا کلاس هشتم در تربت حیدریه سکونت داشت. وی در سال‌۱۳۲۲ و در هفده‌سالگی با پسرعمویش فتح‌ا... قهرمانی ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند به نام‌های سعید و ناهید قهرمانی بود. در حال حاضر ناهید قهرمانی در مشهد و سعید قهرمانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند. او بعد‌ها پس از جدایی از همسر اولش با پسرعموی دیگرش به نام قهرمان قهرمان ازدواج کرد که حاصل ازدواج دوم دو فرزند به نام‌های لاله و علی قهرمان است که هر دو در خارج از کشور روزگار می‌گذرانند. نکته جالب توجه اینجاست که عشرت قهرمان در پنجاه‌سالگی شروع به شعر گفتن کرد و از ابتدا کارش را با شعر نو شروع کرد و بعد‌ها به صورت غزل و رباعی و قالب‌های دیگر شعر ادامه داد. وی از همان سالِ اول روی آوردن به شاعری هرچه سرود و نوشت پی در پی با هزینه شخصی خود به چاپ رساند. عشرت بانو، خیّاطی هنرمند و زنانه‌دوزی ماهر بود. وی در یک طبقه از ساختمان منزل شخصی خود زندگی و گاهی نیز کار می‌کرد. عشرت قهرمان بیشتر به مطالعه کتاب‌های ادبی و دیوان‌های شاعران و ساختن شعر مشغول بود. وی که از غزلیات شاعران معاصر استقبال می‌کرد، هر از چند گاهی یک‌بار شعرای مشهد را برای شعرخوانی و شنیدن موسیقی به خانه خود دعوت می‌کرد.

آثار به جامانده از نکیسا
تخلص خانم عشرت قهرمان «نکیسا» است و اولین کتابش که شعر نو است به نام «شهر یادها» منتشر شد. «کیمیا»، «اقیانوس»، «دیدار»، «سکوت»، «سروش»، «موج»، «تندر»، «نور»، «پرواز»، «کهکشان»، «نور و سروش»، «گلبانگ یاس»، «یادگار جاودانه»، «جذبه»، «سپهر»، «جلوه»، «کمند»، «پرنیان»، «گلبرگ»، «گلزار رباعی»، «گلشن رباعی»، «نسیم»، «منادی»، «اکسیر»، «نوای نی»، «آلاچیق»، «ققنوس»، «آتشکده»، «یک شب بارانی»، «میراث عشق»، «لاله‌زار»، «لعل»، «الهه غزل» و «یاقوت اشک» دیگر کتاب‌های وی است که آخری پس از فوتش منتشر شد. لازم به یادآوری است بیشتر کتاب‌های این شاعر در سال‌های ۱۳۵۸تا ۱۳۷۱ خورشیدی منتشر شده است.

عشرت قهرمان و کتاب یادگار جاودانه
بانو عشرت قهرمان از جمله شاعر‌هایی بود که اشعار او مورد توجه بسیاری از هنرمندان، موسیقی‌دانان و شاعران قرار گرفت. بدین سبب چهره‌های هنری نام‌آشنایی همچون «مرحوم استاد تجویدی» و هچنین «معینی کرمانشاهی» و «مهندس همایون خرم» و «استاد محمدرضا شجریان» درباره اشعار نام‌برده مطالب جالبی نوشته‌اند و ایشان هم با شعر پاسخ داده‌اند که در کتاب «یادگار جاودانه» مرحوم عشرت قهرمان درج شده است.

عشرت قهرمان و سرودن رباعی
تاریخ رباعی فارسی تاریخ مردانه‌ای است؛ هم به لحاظ نسبت جمعیتی زنان و مردان رباعی‌سرای و هم به دلیل حس، فضا و زبان و موضوع رباعیات. شاید بتوان یکی از علل اندک‌بودن تعداد رباعی‌سرایان زن را آن دانست که روح مردسالارانه حاکم بر ادبیات قدیم ما، در ثبت و ضبط اشعار این گروه از شاعران تعلل و کوتاهی کرده و بسیاری از نام‌ها را نادیده گرفته است. اما شواهدی که از رباعیات زنان شاعر در متونی مثل نزهه‌المجالس باقی مانده، تا حدودی ما را در درستی این فرضیه به تردید می‌افکند. عشرت قهرمان متخلص به نکیسا از اولین زنانی بود که در اواخر دهه ۶۰ به رباعی‌سرایی روی آورد و تا اوایل دهه ۷۰، چندین مجموعه رباعی از او به چاپ رسید. وی با اینکه خواهر محمد قهرمان، شاعر و ادیب پرآوازه خراسانی بود، اما به دلیل اینکه همه کتاب‌های او در مشهد و با هزینه شخصی خود منتشر شده است، نتوانست تأثیر مهمی بر زنان رباعی‌سرای ایران بر جای بگذارد.

وفات عشرت قهرمان
عشرت قهرمان ۸ سال زودتر از برادر کوچک‌ترش مهمان مقبره‌الشعرا شد. وی در تاریخ ۱۳اردیبهشت۱۳۸۴، درحالی که ۷۹ سال از عمر خویش را سپری کرده بود و به‌تازگی از مسافرت فرنگ و دیدن فرزندان خویش بازگشته بود، در مشهد جان به جان آفرین تسلیم کرد و در مقبره‌الشعرای توس به خاک سپرده شد.
هوا هوای عزیز بیا بیا امشب/ به انتظار مرا کم گذار فصل بهار
هوا هوای نفس‌ها و گرمی آغوش/ کنار دلبر طناز و میر اهل شکار
هوا هوای غریبی که دل به رقص آید / ز رقص نرگس و سنبل کنار هر جوبار
هوا هوای غریبی‌ست زود ز جا بر خیز / بیا بیار نکیسا سرود و باده و تار

نظرات

نظر جدید